تبلیغات
Luhan & Baekhyun are 2 cute angels❤ - save me from myself 4
 
Hello everyone...I am a Baek hyun♥ and Luhan ♥lover and my aim is to speard my love for these two cute angels.lets be good friends and let`s keep supporting our boys...dont forget to leave your comments and tell me how to improve my behavior and my blog posts.I`ll be happy to help you out if you needed any information about baekhan.so shall we start?!
let`s go...
awwwwww we are wolves~
  :: مدیر وب سایت : Marjan★ Baek~Han
زوج مورد علاقتون کیه؟



» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

users online
   

save me from myself 4
چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت 04:00 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست Marjan★ Baek~Han | ( نظرات )

سلام گلا...همین الان عرض بخوام چون این قسمت خیلی خیلی کمه...حالا همینو بخونید تا قسمته بعدی میانه...

راستی...نظرا شدیدا کمن و برای انقد نظر دیگه انگیزه ی اپدیت کردن ندارم.اگه نظرا به همین ترتیب پیش بره وبو از دسترس برا مدتی خارج میکنم...چون منم واقعا سرم شلوغه و درسام خیلی سنگینن.امیدوارم درک کنید...

Luhan Iranian Fan club

لوهان با عجله به ادرسی که سه هون بهش داده بود رفت.طبق انتظارش سه هون جلوی در ساختمون منتظرش بود.

سه هون به محضه دیدنه لوهان به سمتش اومد و گفت:سلام.

لوهان از موتورش پیاده شد و گفت:سلام.باز چی شده؟

_چه بدونم.زنگ زد گفت بهت بگم هرچه سریعتر بیای پیشش.حتما میخواد یه تزه جدید بده

_اه..دوباره مجبورم تحملش کنم.

_حالا بیا بریم ببینیم چه کرمی به جونش افتاده.

لوهان و سه هون باهم وارد ساختمون پر سروصدا و پرشده از بوی الکل شدن.سه هون لوهان رو به سمته پسری که بینه یه گله دختر نشسته بود هدایت کرد.

لوهان با صدایی که هیچ احساسی ازش استخراج نمیشد گفت:چی میخوای؟

پسر شیشه ی مشروبشو روی میز گذاشت و گفت:به به پرنسه خوشگل مارو ببین.چرا انقد عصبانی؟

_فکر میکردم همه ی حرفامونو قبلا زدیم!ما باهم یه قرارهایی گذاشتیم و من هنوز یه ماه وقت دارم.منکه بهت قول دادم پولی رو که ازت قرض کردمو تا اخر ماهه دیگه بدم.پس چرا دوباره خواستی منو ببینی؟

میخوام یه تغییراتی تو قراردادمون بدم._

_چه تغییری؟؟هی...میدونی که من نمیتونم پوله بیشتری رو بهت بدم.واقعا نمیتونم و تو هم میدونی

_معلومه که میدونم.پور خندی زد و یکم رو مبل جابه جا شد و با همون خونسردیه همیشگی گفت:اما کی گفت پوله بیشتر میخواد؟

لوهان که دیگه صبرش لبریز شده بود با دندونای بهم فشرده گفت:برو...سر...اصل...مطلب...

_خیلی خب خیلی خب.راستش...یه چیزی چشممو گرفته.میتونم اونو به جای پول ازت بگیرم.میدونی...دلم میسوزه برات.برگردوندن اون همه پول تو این زمان برای یه لا ابالی بی اصل و نسب مثل تو کار زیاد اسونی نیس.من خیلی مهربونم نه؟

لوهان داشت منفجر میشد.اون هیچ چیز ارزشمندی نداشت که بخواد جای اون همه پول به جونسو بده.هیچی نداشت...از وقتی که از خانوادش جدا شده بود فقط خودش بود و یه خونه ی تقریبا خالی.دوست داشت بدونه جونسو داره از چی حرف میزنه و در عین حال خونش از دیدن این پسر پررو که بین بادیگاردای گردن کلفتش لاف میزد به جوش میومد.

لوهان با اخم گفت:ادامه بده

_راستش...از کلمه ی اشتباهی استفاده کردم.منظورم چیزی نبود...منظورم کسی بود!

با گفتنه این کلمه زمین زیر پاش خالی شد.نمیتونست افکارشو متمرکز کنه و داشت دوباره کنترل اعمالشو از دست میداد.

_کسی که بیشتر از همه دوسش داری

لوهان بدونه داشتنه هیچ فکری شروع به حرف زدن کرد:تو نمیتونی اینکارو بکنی...اون یه انسانه.چیزی نیس که بشه باهاش بدهیمو صاف کنم.اون...

_اون کسیه که  تو دوسش داری درست میگم؟و...اتفاقا کسیه که منم ازش خوشم میاد.پس...تنها کاری که باید برام بکنی اینه که بذاری من تو قلبش نفوذ کنم.البته...دخترا نمیتونن در برابر جذابیت من مقاومت کنن مگه نه؟البته انتخاب خودته...میتونی به جاش دو برابر پولو بهم برگردونی چطوره؟

_اونو از کجا میشناسی؟

_چرا برات مهمه؟ مهم اینه که میشناسمش... و راستش به نظرم دختره خیلی جالبیه.

سه هون گفت:من بقیه ی پولو میدم.فقط دست از سر لوهان بردار

_اما پس من کی خوش بگذرونم؟جونسو مثل بچه های کوچولو لب و لوچشو اویزون کرد و اه کشید.

_قول میدم لوهان بهش اسیب نمیزنم...راستی...هنوز باکرس دیگه نه؟اوه البته که هس تا جایی که میشناسمت حتی بهش دست هم نزدی.

جونسو سکوته لوهانو به عنوان تایید حرفاش در نظر گرفت و گفت:خوبه...همینجوری بهتره.خلاصه کنم...میتونی به جای دوبرابر پول اون همسایه ی دوست داشتنیتو بهم بدی.عوضش منم دو ماه دیگه برای برگردوندنه پول بهت فرصت میدم.واقعا من فوق العادع نیستم؟




:: مرتبط با: Save me from myself ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
быстрый займ на карту онлайн украина شنبه 22 اردیبهشت 1397 05:11 ق.ظ
кредиты займы на карту онлайн украина
взять кредит онлайн быстро на карту круглосуточно
кредит онлайн на карту без
отказа мгновенно
кредит онлайн цілодобово
кредит онлайн на картку без відмов
займ на карту без отказа
кредит на карту на 6 месяцев
very sexy резинки для фитнеса цена سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 03:52 ب.ظ
эспандер резинка
резинка для фитнеса чернигов купить
резинка для фитнеса пром
резинки для фітнесу екон стаіл
zeliard резинки для фитнеса купить
Viagra tablets australia سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 10:51 ق.ظ

You suggested that adequately.
sildenafil buy viagra online safe buy viagra online without buy viagra canadian pharmacy buy viagra super active can i buy viagra over the counter where yo buy viagra sildenafil online pharmacy buy viagra online at buy viagra cheap
Cialis canada شنبه 18 فروردین 1397 03:02 ق.ظ

Lovely postings. Thank you!
order cialis from india cialis online deutschland cialis 200 dollar savings card only here cialis pills cialis official site cialis generico lilly cialis manufacturer coupon price cialis best brand cialis generic generic cialis review uk
gift ideas for teachers دوشنبه 15 آبان 1396 06:25 ق.ظ
Academics will tremendously recognize one of these gift.
http://dazzlingcategor78.snack.ws جمعه 16 تیر 1396 06:27 ق.ظ
I always used to study paragraph in news papers but now as I am a user of internet so
from now I am using net for content, thanks to web.
secretivepredes48.snack.ws سه شنبه 13 تیر 1396 02:58 ب.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your site, how can i
subscribe for a blog website? The account
aided me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this your
broadcast provided bright clear concept
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 02:59 ب.ظ
I love looking through an article that can make
men and women think. Also, thanks for allowing for me
to comment!
manicure شنبه 19 فروردین 1396 03:47 ب.ظ
I wanted to thank you for this great read!! I certainly enjoyed
every little bit of it. I have you saved as a favorite to look at new things you post…
BHW جمعه 18 فروردین 1396 01:27 ب.ظ
There is certainly a great deal to know about this topic.

I really like all of the points you've made.
sahar@ sehun جمعه 8 آذر 1392 11:57 ق.ظ
آجییییییییییییییی...ادامشو بذار دیگه!! حوصلم بدجور سر رفته!!!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
همین الان گذاشتم سحر جونم.چه به موقع...هی هی
Dihun جمعه 8 آذر 1392 11:44 ق.ظ
این داستان خعلی خعلیییییی قشنگه
خعلی دوستش دارم
راستی اونی این آدرس هر دوتا وبلاگامه
www.kpopballadstory.blogfa.com
www.welovekpop.mihanblog.com
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
ممنون گلمممممم...لینک کنمشون؟؟
sahar@ sehun یکشنبه 3 آذر 1392 09:53 ق.ظ
آجییییییییییییی کجایییییییی؟؟؟ توروخدا بیا ادامه اینو بذار من مردم!!!!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
اومدممممممممممممممم.چشم چشم
melika شنبه 2 آذر 1392 01:04 ق.ظ
pas chera ghesmate bad nemiaaaaad....
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
به زودی میاد میانه
zahra....luhan پنجشنبه 30 آبان 1392 06:57 ب.ظ
یا... لوهان اگه این کارو کنی دیگه اسم منو نیارواقعا که این یارو چه بخشندست هم دختر میخواد هم پول بزنم بکشمشلوهان اخه از کی اینقدر بی غیرت شدهقسمت بعدو خوب کن(منظورم اینه که اتفاقای خوبی بیوفته)ممنون
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
حالا تو خودتو ناراحت نکن.هی هی اره خیلی...حالا بیچاره نداده که هه ری رو بهش کجاش بی غیرته؟؟چشم...می سعیم.هی هی...خواهش عشقمممممم
nersi پنجشنبه 30 آبان 1392 05:34 ب.ظ
اره دیگه منم همینو میگم فك كن تو اون باشی خودت میرفتی لوهانو ... هیییییییی خانوم كوچولو
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
وای...منو این کارا؟؟اصلا اصلا.هی هی...
mina پنجشنبه 30 آبان 1392 04:37 ب.ظ
میدونم شاید فکر کنین دیونه ام اما من به این قسمتا که میرسه خنده ام میگره !!!
حالا این جونسو چه اصراری داره بگه من ادم خوبیم
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
خخخخخخخ تو این که شکی نداشتم.میخواد مظلوم نمایی کنه.هی هی
leili پنجشنبه 30 آبان 1392 04:51 ق.ظ
دلممیخواد این جونسو رو بکشمممممممممم



ممنون عزیزم خیلی قشنگ بود

عاااالی

آخی لولوووووو تو این داستان جیگره عشقم
سریع بعدیو بذاریاااا
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
راحت باش...هی هی...خواهش عزییییییزم..اره خیلی خیلی خفنه...
nersi پنجشنبه 30 آبان 1392 12:32 ق.ظ
هنوز باكرس!!؟ پ نه پ رزی نمیدونم چرا هی این دختترو تو تصور میكنم فك كن تو باشی
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
خخخخخخ...حالا چه گیری دادی که این هه ری من باشم؟؟بیخی بابا.هی هی...ولی اگه من بودم چی میشدا؟من تحمل لوهانه اینجوری رو ندارم.میزدم شل و پلش میکردم
مینا پنجشنبه 30 آبان 1392 12:13 ق.ظ
من فقط داستانای این وبو می خونم...خیلی خوبه...فقط قسمتا یه کم کوتاهن در حالیکه تعداد قسمتا زیاده...اون یکی داستانت که با این اوصافی که پیش میره گمونم 100 قسمتی شه...خب مارم دریاب... لااقل اینقدر طولانین ، یا تعداد قسمتا در هفته بیشتر شه یا طولانیتر شن ، به هر حال یه فکری به حال ما بکن ... گناه داریما ... میسییییی
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
خوشحالم از این بابت عزیزم.اره میدونم شرمنده.هی هی اره احتمالش هس.چشم حتما یه فکری به حالش میکنم...خواهش گلم
Marzieh چهارشنبه 29 آبان 1392 11:52 ب.ظ
آخی فدات داداشی پس عاشق هه ری بودی!زودتر میگفتی میرفتیم واست خواستگاری...میسی آجی خیلی قشنگ بود
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
هی هی بلی.اونم یه دل نه صد دل...ایش لازم نکرده من یه دونه زنش باشم کافیه.هی هی...خواهش مضی جوووووووونم
sahar@ sehun چهارشنبه 29 آبان 1392 11:22 ب.ظ
خدایا مرجانییییی دارم میمیرم توروخدا قسمت بعدی رو زود بذاریا...جون من زود بذارش دارم نابود میشم از فضولی!! هیییییییییییی!!!! آجی جونم دقم ندیا!!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
وای وای سحر کنترل کن خودتو...هی هی...باشه باشه عزیزم...خخخخخخخ
mehrnaz چهارشنبه 29 آبان 1392 10:04 ب.ظ
این داستانت حرف نداره!!! ینی واقعا عالیه!!! تو واقعا قوه تخیل فوق العاده ای داریا!! آفرین آفرین!! فقط تو روخدا زودتر بذارش منم از همین الآن درحال موتم!!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
ممنون گلم...هی هی چشم
bita چهارشنبه 29 آبان 1392 09:28 ب.ظ
vaaaaaaaaaiiiii

bodo bodo ke fuzulim zad bala hessabi..
kolli dastan mikhunam vali hich kudum inghadr ghelghelakam nemide!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
بعله ما اینیم دیگه...چشم گلم سعی میکنم زود اپدیت کنم
melika چهارشنبه 29 آبان 1392 09:26 ب.ظ
vaaaaiiii

zzuuuudd ghesmate bado bezar vagarna man dige khab nakhaham dasht!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
به روی چشممممم
Yewon چهارشنبه 29 آبان 1392 06:29 ب.ظ
وای عالی بود!!!
تند تند بنویس
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
بلی سرورم.هی هی
مانیا چهارشنبه 29 آبان 1392 05:32 ب.ظ
داستانتو خییییییییلی دوس دارم تو رو خدا ادامه شو زودتر بزار..
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
ممنووووووووووون...ارسوووو...گر صبر کنی ز غوره داستان سازی.هی هی
negin چهارشنبه 29 آبان 1392 04:53 ب.ظ
pas luhan vaghean dosesh dare akheysh khiyalam az in babat raahat shod bichare luhaaaaan
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
اری داره.هی هی.منم خیالم راحت شد.هه ری گناه داره...خخخ...حالا وایسا تا قسمتای اینده...بیچاره بودنش بیشتر ثابت میشه
sahar@ sehun چهارشنبه 29 آبان 1392 04:19 ب.ظ
وووووووووییییییییی اونی گلم عالی بود... عزیزم من میدرکمت... ایش مرده شور اون پسره رو ببره منظورش هه ریه دیگه نه؟!؟! هایششششش حتی بیشتر از لوهان حرصم دراومد!! اگه جایی تو داستان داشتی منو به عنوان فردی که میزنه جونسو رو لت و پار میکنه وارد داستانت کن!!!
Marjan★ Baek~Han پاسخ داد:
ممنون اونی...اره نکبت منظورش هه ریه...هی هی حتما در نظرت میگیرم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

EXO-K ベッキョンのカレンダー

▽ HUNHAN キーホルダー

LUHAN